خبرهای ویژه

» آثار حمید داودآبادی » آن که فهمید آن که نفهمید

تاریخ انتشار : 2019/01/16 - 8:54

 کد خبر: 134
 
 3570 بازدید

آن که فهمید آن که نفهمید

نگاهی به كتاب «آن كه فهمید آن كه نفهمید» روایتی از خوبی و بدی‌های جنگ انتشارات «یا زهرا(س)» با چاپ كتاب «آن‌كه فهمید آن كه نفهمید» خوبی و بدی‌های جنگ را از منظر و نگاه نویسنده شناخته شده دفاع مقدس «‌حمید داود آبادی » منتشر كرده است. این كتاب 111 صفحه‌ای كه در قالب خاطره […]

نگاهی به كتاب «آن كه فهمید آن كه نفهمید»
روایتی از خوبی و بدی‌های جنگ
انتشارات «یا زهرا(س)» با چاپ كتاب «آن‌كه فهمید آن كه نفهمید» خوبی و بدی‌های جنگ را از منظر و نگاه نویسنده شناخته شده دفاع مقدس «‌حمید داود آبادی » منتشر كرده است.
این كتاب 111 صفحه‌ای كه در قالب خاطره نوشته شده نكات ناگفته زیادی از دوران دفاع مقدس و جبهه‌ها را روایت می‌كند. این كتاب در 14 بخش تدوین شده و در بخش انتهایی كتاب نیز عكس‌هایی متناسب با تیتر كتاب آمده است. روی جلد كتاب در بخش بالای صفحه تصاویر شهدای دفاع مقدس آمده و عنوان آن «آن كه فهمید» و تصاویر نیمه پایین صفحه كتاب به صورت معكــوس از سران منافقین است و با عنوان آن كه نفهمید نامگذاری شده است. نویسنده در بخش اول هر فصل، در صفحاتی سفید به بیان مردانگی‌ها و آزادگی‌های بروبچه‌های پاك جنگ كه عمدتا از دوستان او بوده‌اند پرداخته و بلافاصله در بخش دیگر همان فصل، با صفحاتی تیره رنگ، ذكر خباثت‌های برخی افراد كه روی موج خون شهدا سوار شدند را آورده است.
داستان این كتاب از آنجا شكل گرفت كه حمید داودآبادی فهمید ذكر برخی خاطرات تلخ در كنار ذكریات شیرین، هنری است زیبا كه پیام رسانی به جا و ارزشمندی در پی خواهد داشت. نویسنده درباره كتابش می‌گوید این كتاب دربرگیرنده بخشی از خاطرات منتشر نشده نویسنده از دو گروه از آدم‌ها، ‌همرزمان و دوستانی بوده كه جایگاه خود را در جنگ و بعد از جنگ فهمیده‌اند و نفهمید‌ه‌اند. این كتاب تلنگری است به كسانی كه دیروز در جبهه‌ها در مقابل دشمن ایستاده‌اند، ولی امروز به بیراهه رفته و مسیر خود را نشناخته‌اند.
لحن ساده و صمیمانه داودآبادی كتاب را برای كسانی كه مخاطب‌كتاب‌های دفاع‌مقدسی نیستند و ممكن است برای اولین بار كتابی از این حوزه را در دست گرفته‌اند لذتبخش باشد. داستان «‌شهید محمدرضا تعقلی‌» كه با عنوان شیر پاك خورده در صفحات ابتدایی كتاب آمده نمونه‌ای از بیان خودمانی و ساده نویسنده است: «امروز رضا برای خودش تاجری شده میلیاردر. دیگه با هیچ كدوم از بچه‌های قدیمی نمی‌پره. مگه اینكه طرف اهل معامله و تجارت باشه؛ اون هم صابون رضا به تنش نخورده و كلاهش رو برنداشته باشه! رضای میلیاردر‌، امروز سه عدد ناقابل همسر ابتیاع فرموده و با اجازه شما، لبی هم به «حقّه» می‌چسبونه‌، یعنی «آر‌پیجی» زن قهاری شده! البته از نوع جنگی؛ از اون نوع كه باهاش تریاك تناول می‌فرمایند.»
قلم تند و نقادانه داودآبادی قابل تحسین است. او در بخش نفهمیده‌ها گاهی آنقدر مستقیم افرادی را مورد هجوم قرار داده كه به خوبی می‌شود از نشانه‌ها به نام آنها پی‌ برد و نویسنده هیچ ابایی از این نقد كردن نداشته است. برای نمونه در بخشی از كتاب آمده كه یك شب شهید نادر محمدی با یك چراغ قوه به حسینیه پادگان می‌رود و چراغ قوه را در صورت سه چهار نفر می‌اندازد كه مشغول خواندن نماز شب بودند، یكدفعه داد می‌زند؛ «بی وجدان، تو كه هر روز از زیر شستن ظرف غذای بچه‌ها در می‌ری وقتی نوبت شهرداریت می‌شه، فرار می‌كنی و می‌ذاری بچه‌ها كارهای تو رو انجام بدن… چه نماز شب‌خون‌؟ تو غلط می‌كنی كارهای خودت رو می‌‌اندازی گردن این و اون، بعد میای وامیستی جلوی خدا، براش ادا و اطوار در میاری و مثلاً گریه می‌كنی، نماز شب بزنه به كمرت، بی‌وجدان‌! تو چه جور رزمنده‌ای هستی كه حق‌الناس رو رعایت نمی‌كنی‌؟ و آخر سر هم یه خط و نشون خطرناك برای فردا صبح می‌كشید و می‌رفت سراغ نفر بعد. حالا هر كی زرنگ بود‌، نمازش رو می‌شكست و در می‌رفت تا گیر نادر نیفته‌.‌»
نویسنده در این كتاب از افعال شكسته و جملات محاوره‌ای استفاده كرده كه اگر چه در برخی موارد به لطافت و صمیمیت متن افزوده اما كاری غیر عرف در نگارش كتاب‌های حرفه‌ای است. این شكسته‌نویسی در برخی موارد، خواننده را با مشكل مواجه می‌كند و مثلاً فرق شكم و شیكم و امثال آن را در یك بخش از كتاب بفهمد. همچنین داودآبادی در كنار لحن و زبان خاصی كه در كتابش به كار برده دست به اختراع واژه‌هایی مثل لمسیده بود (ص34)، پدال ترمز وجود (ص35) می‌زند.
منبع : روزنامه جوان

 

حمید داودآبادی نویسنده دفاع مقدس و شهدا


برچسب ها : , , ,
دسته بندی : آثار حمید داودآبادی , نویسندگان کتاب انقلاب، دفاع مقدس و شهدا
ارسال دیدگاه